آزادی اجتماعی…!!

عصر خوزستان / رحمتَ‌الله دانا: در طول تاریخ بشری همیشه آزادی را در مجاری مرامنامه‌های اجتماعی به خط و نشان می‌کشیده‌اند تا اینکه به آزادی‌های فردی پرداخته شود ، و خیلی کم آزادی فردی را در دوران کلاسیک سنتی مورد ارزیابی و مقوله‌ای مهمّ انسانی تلقی می‌کرده‌اند ، و برای خود دلایلی داشته‌اند که بیشتر به شیوۀ محوریت فرد و اتحاد و التزام اجتماع به فرد منتخب شده رغبت داشته‌اند تا اینکه هر کس خود را در مقام راهبر و موظب به ارائه و شکوفایی خلاقیت تشویق ترغیب کند .

 

اینگونه بود که جوامع گذشته اکثریتِ بیشتر مردمان آن دوران تنها به زندگی عادی روزمره می‌پرداخته و در برابر خواص جامعۀ زمان خود تعظیم و سرسپردگی بدون درک و تشخیص صحیح معیار همگانی و رهایی از هرگونه مسئولیت‌پذیری اجتماعی را پذیرا بوده اند ، که همین بیخیالی و عدم حضور و ظهور عقل‌های خلاق و منزویِ اکثریت جوامع گذشته باعث رشد و پیشرفت سوءاستفاده‌های مستبدان تاریخ و اربابان جنگ‌های جاهلانه شد که عده‌ای فرمانرواهای فکری و عده‌ای نیروهای پیاده نظام و سواره نظامِ متشکل از مردم ناآگاه و کینه‌‌ در دلِ بدون هرگونه تشخیص فردی ، سازماندهی و پرورشی و بعضاً فرهنگ ساز می‌شده‌اند .

 

پیشتر گفته شد که آزادی فردی در جوامع امروزین مقدم بر آزادی‌های اجتماعی می‌باشد ، بعبارتی اگر افراد جامعه دارای این ظرفیت‌های پرورشی و پذیرشی باشند که بتوانند موضوع آزادی را در روابط و رفتارهای فردی و اجتماعی خود میان حوزه‌های مختلف جامعه {سیاست ، فرهنگ ، اقتصاد ، عقیده} انعکاس عمل دهند ، این اجتماع بهتر می‌تواند با افراد دارای ظرفیت پردازش فکری به تصمیمات خُرد و کلان را اتخاذ نظر و بازنگری قانونی کرد ، چرا که مردمانِ سرزمین خود را دارای روح و افکاری پخته و دارای ظرفیت مطلوب به سمت تغییر شناسایی کرده و این شناسایی توسط فرزندان همین مردمان که در چرخش قدرت مدیریتی جامعه حرکت و کسب قدرت کرده‌اند صورت می‌گیرد .

 

بنابراین،آزادی‌های اجتماعی محصول شأن و شخصیت تودۀ تشکیل دهندۀ جامعه با نگرش‌های باز و متنوع و آزادیبخش تجلی پیدا می‌کند ، آزادی‌های اجتماعی به مراتب هر اندازه که وسعت سعادت مردم را می‌تواند ارتقاء داده و افزون کند به همان اندازه می‌تواند ویرانگر باشد ، اگر مروجین و مراجع فکری و مدیریتی میان توده نتوانند پاسداران خوبی برای آزادی‌های اجتماعی و فردی باشند.

 

در بحث آزادی مرزی وجود ندارد که بخواهد روابط افعال درونی فرد و انسجام حوزه‌های اجتماعی جوامع مختلف با سلیقه‌های متعدد را بخواهد از هم مجزا نگه دارد و با هیچ مرزی نمی‌توان تفاهم و تعادل اجتماعی را میان من و دیگری حفظ و کنترل کرد ، چرا که در طول تاریخ و در گذر زمانِ حیات بشری هیچ چیزی در دایره زیستگاه انسانی ثابت و دائمی نبوده و نیست ، و آنچه که باعث ثبت نام و نشان شخصیت‌های کاریزماتیک بزرگ می‌شود میزان خودآگاهی و تن دادن آنها به آزادی‌های روحی و فکری و جسمی متعال از هرگونه قید و بند جاهلانه و دوری از بردگی امیال دنیاگرایی ، می‌باشد.

 

آنچه که مقدمۀ خودآگاهی و رشد خودفهمی و شجاعت بخشیدن به شعور منزوی انسان می‌شود این است که اول باید بپذیرد و در خود حل کند که “منِ وجودی” از افکار ، ادراک ، تمایلات و بدنی تشکیل شده است که این ” وجود” هم اشتراکی است و هم انفرادی ، اشتراکی به این معنا که شباهت‌ها و مکمل‌های همنوعان خود هستیم و انفرادی به این معنا که این اشتراکات لازمه‌اش برقراری آزادی و شأن اخلاقی آزادی است ، بعبارتی فصل مرزی میان آزادی و حصار “اخلاق” است که اگر رعایت شود دیگر نه زندان و زندان بانی است و نه اجتماع انسانی از فضیلت آزادی بی بهره می‌مانند .

 

نتیجه گیری:

آزادی در اجتماع بگونه‌ای باید مدیریت فردی و اجتماعی شود که شخصیت افراد و تصمیمات فردی و اجتماعی تهدید و مورد تعقیب قرار نگیرند ، و برای نفی این تهدید و ناامنی باید وابستگی‌های روحی و فکری مردم به قانون اساسی لاتفسیر آن جامعه تشدید و احساس مسئولیت تک تک افراد جامعه بصورت پرورشی ارج و ارزش نهاده شود ، تا به واسطه همین ارزش گذاری فردی آزادی های اجتماعی تضمین بقا و تشدید قوا در جهت بهبود سلامت روان و فکر اجتماعی مملو از آرامش و حفظ کرامات انسانی شده و رقم بخورد . در غیراینصورت هیچ اجتماعی منطق آزادی را نخواهد فهمید ، که بخواهد پیاده کند و یا عملگرا باشد..

Print Friendly, PDF & Email
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × دو =

آخرین اخبار

اخبار ویژه

jonoobfarda

ما را در اینستاگرام دنبال کنید
برای پیوستن به صفحه ما
اینجا کلیک کنید

jahanefoolad

ما را در تلگرام دنبال کنید
برای پیوستن کانال ما
اینجا کلیک کنید